مقدمه
در استان سرسبز گلستان و در میان شهرهای آن تنها شهری که خصایص کهن خود را حفظ کرده است شهر گرگان می باشد که سابقه سکونت استان در آن به هزاره ششم پیش ازمیلاد می رسد، این شهر در پیش از 1316 خورشیدی استرآباد نامیده می شد و محله های قدیم آن از قبیل سرچشمه ، نعلبندان ، شیرکش و ... یادآور گذشته پرشکوه گرگان می باشد 0
محققان، سیاحان و جهانگردان مختلفی از این شهر و بافت زیبای شهری آن که در نهایت هماهنگی خود را در آغوش طبیعت گسترده ، دیدن کرده اند 0 از جمله ایشان می توان به میرزا ابراهیم ، جیمز موریه ، فریزر و هیلن براند اشاره کرد ؛ همچنین از بناهای به یادماندنی و تاریخی گرگان که نظر هر بیننده ای را جلب می کند می توان مسجد جامع ( سلجوقی )، امامزاده نور ( سلجوقی ) ، مدرسه عمادیه ( اوایل قاجار )، مجموعه تقوی ، باقری ( قاجار ) و ... را نام برد که هر کدام از این بنا ها در جایگاه خود قابل بررسی و معرفی هر چه بهتر هستند. که در این مجال در مسیر این رسالت سعی برآن شده است که با معرفی و بررسی ویژگی های معماری و مرمتی امامزاده نور که یکی از زیبا ترین و بی مانند ترین نمونه های معماری و اصالت وجودی بنا های تاریخی کشورمان محسوب می شود . قدمی اندک در این راه برداشته شود.؛مواردی که دراین تحقیق به آنها پرداخته خواهد شد عبارت اند از :1- بیان موقعیت جغرافیایی امامزاده نور 2- بیان ویژگی های تاریخی و پیشینه تحقیقاتی امام زاده نور 3- بیان ویژگی های معماری که درغالب معماری خارجی و معماری داخلی تعریف شده است 4- بیان گزارشهای مرمتی امام زاده نور توسط میراث فرهنگی استان مازندارن5- روشهای مرمتی که در غالب سه واژه (آسیب ، علل آسیب، روش درمان )مختصر شده است. 7- نتیجه گیری و در آخر بیان منابع و مآخذی که در این تحقیق ارائه شده است . امید که مورد قبول واقع گردد.

مقدمه
یکی ازارزشمندترین وگرامی ترین مواریث تاریخی وفرهنگی کشور عزیزمان ایران، بنا های آرامگاهی است که در جایگاه تقسیم بندی وارائه تعریف دارای اسامی چون بقعه ها،امام زاده ها،ودر برخی موارد با نام گنبد همراه بوده است.دراین مجال ما سعی برآن داریم که به معرفی بنای زیبای گنبد علویان بپردازیم که درنوع خودبی نظیروقابل تحسین است این بنای زیبا که در فهرست بنا های آرامگاهی قرار می گیرد از بنا های دوره سلجوقی است که در طی اعصار گذشته با برداشته های مختلفی همراه بوده است. در این جُستار بر آنیم که به این برداشته ها اشاره ای گذرا داشته باشیم و به بررسی این برداشته ها بپردازیم و با توجه به عوامل موثر در توصیف و معرفی این بنا و عوامل باززنده سازی این گنبد پای بر جا اشاره ای توصیفی و منطقی داشته باشیم این بناکه در سیر ارائه نمونه معماری اسلامی و ایرانی بی نظیر و بی مانند است . از نمونه های منحصر به فرد معماری ایران زمین است که در شهر زیبای همدان قرار گرفته است و میراث دار پیشینه اعتقادی مردمان همین دیار است که مورد توجه محققان بوده است و مسلماً در جای جای باور های مردم همدان جایگاه بس رفیع و بی مانند دارد چنانکه اشعاری به صورت عامیانه در مورد این بنا ذکر می شود که از این اشعار می توان به شعر: ((دلا دوشم دلا دوشم دلا دوش به حق گنبد سبز سیه پوش)) اشاره کرد.بناي گنبد علويان كه تا چندي پيش در محدوده دبستاني كوچك در بافت قديمي شهر مجالي براي شناساندن معماري منحصر به فرد خود نداشت اكنون پس از آزاد كردن بافت پيرامون و تجهيز محدوده آن در وضعيت مناسب تري قرار گرفته و به دليل معماري ويژه و تزئينات بسيار پيچيده گچي آن در خور معرفي است.در این تحقق با توجه به آنچه که گفته شد سعی بر آن شده است که ویژگی های از قبیل موقعیت مکانی ،معماری ، پیشینه تاریخی ، کاربرد اصلی این بنا ، توصیف نمای بیرونی و داخلی بنا ، و بررسی اهم ویژگی های مرمتی که در گذشته اجرا وقابل اجرا بوده است ذکر شود و در نهایت امکان به بیان پیشنهادات مرمتی در سیر تحول این بنا اشاره کنیم امید که در این امر خطیر توانسته باشیم ذره ای از فهوای معنایی و علمی گنبد علویان را بیان کرده باشیم.

متداول ترين معاني كه براي سنقردر فرهنگها آمده پرنده وباز شكاري است. علامه دهخدا به نقل از فرهنگ هائي چون آنندراج، برهان قاطع و غياث اللُغات در لغت نامه چنين آورده است؛ « سنقر به معني سنقار، و آن مرغي باشد شكاري از جنس چرغ، گويند بسيار زننده باشد و پيوسته پادشاهان بدان شكار كنند (برهان)…پرنده اي است شكاري مثل باز كه در هندوستان بواسطة حرارت نَزيَد و اين تركي است. ( غياث اللغات و آنندراج)».2*
تحول سنقر از مراحلي گذشته است؛ نخست از اين منطقه بصورت مرتع و چراگاه استفاده مي شد. بدينسان درابتدا مردمي كه در اين ناحيه ساكن بودند به شيوه معيشتي چادرنشيني و دامداري زندگي مي كردند. از زمان سلسله تیموریان ودر پي افول دينور گروههاي دامداربه اين سو رو كردند و بخاطر شرايط مساعد طبيعي براي دامداري ايلخي هائي برپا كردند ودراينجا ساكن شدند. اعراب مهاجر به منطقه نيز همگي از شيوة زندگي ايل نشيني تبعيت مي كردند. بخاطر اين شيوة زيست و نيز نزديكي به عوامل طبيعي و شكار پرندگان احتمال اينكه نام يكي از مظاهر زندگي كوچ نشني و شكار بتدريج از افراد به ناحيه منتقل شده باشد،
ترجمه مقاله :((هنر اشکانیان در حاشیه جنوبی ایران ))
نوشته :
Trudy s. kawami
Arthur M.Sackler Foundation,Ny
هنر در دوره اشکانیان در ایران(250قبل از میلاد تا 224میلادی ) دارای ویژگیهای اقلیمی متفاوتی بوده است . این نشان دهنده این است که در این دوره تمرکززدایی دست به تقسیم بندیهای قابل توجه سیاسی و اقتصادی زده شده است . حتی در دنیای مدرن نیز عاملهای سیاسی و اقتصادی محققان را به سمت نواحی غربی و مرکزی ایران که اغلب از نظر موقعیتهای تاریخی با بین النهرین در ارتباط است ، سوق داده است . اگر چه بخش جنوبی ایران که با خلیج همسایه است هنوز کمتر از لحاظ باستان شناسی شناخته شده است . در حالیکه اخیراً خلیج فارس به عنوان یک مانع در رویارویی با حقایق در عهد باستان عمل کرده است .
خلیج یک آبراهه بود که مردم و افکار و عقایدشان ، هنر و تجارت باهم ترکیب شده و یک ناحیه ثروتمند را به وجود آورده است . هنر در دوره اشکانی شامل معماری ، مجسمه سازی و حجاری بود و هر دو به نقشهای تزئینی مربوط می شده است اما هنوز نمونه های مشخصی شناخته نشده است . مجموعه ای از سنگ نگاره ها در یک حوزه کوچک و نامنظم و غیر متمرکز توزیع شده است با این حال می توان اثری از هنر اشکانی را در حرکتهای اجتماعی و عقاید عمومی در سرتاسر نواحی دو را ازهم در این حوزه کوچک خلیج فارس یافت .
(دولاویرا در تمدن هاراپان « هند » )
«قبل از سال 1947 اطلاعات در باره عصر مس درهند به استثنای چند نقطه در پنجاب و سند و فرهنگ هایی در بلوچستان و برهمگیری ( در ایالت کا رناتاکا ) بی نهایت محدود بود . حفاری ها در نقاط باستانی در طول پنج دهه گذشته وجود محل هایی از جنوب هند آشکار کرد یک ویژگی جالب که در زمینه عصر مس آشکار شد این بود که جوامعی که از مس استفاده می کردند به چند گروه فرهنگی تعلق داشتند و از ابزار های ریز سنگی ، به ویژه تیغه ها ، خراشنده ها و سوزن ها هم استفاده می کردند و به این ترتیب از نظر فنی دررده عصر مس قرار می گیرند .»( کارلکار ـ 1383ـ ص 742 )
«قدیمی ترین اماکن مربوط به عصر مس در هند به وسیله ای . (گوش) در جریان حفاری هایش برای یافتن آثار سکونت گاه های « هاراپان » در بخش هندی کمربند بیابانی راجستان در خلال سال های 1950ـ 1925 مشخص شد . او در این حفاری ها ، سکونت گاه های هاراپان و همچنین موارد دیگر را با موفقیت کشف کرد که کالیبانگان یکی از از آنها بود .» ( همان ـ ص 742)
«بسیاری از آثار حیات عصر مس غیر هاراپان در حفاری های زیر سطح هاراپان کشف شدند . به این علت ، باستان شناسان هندی آنها را به عنوان « پیش از هاراپان » تعیین کردند که زمان ظهورشان به حدود ابتدای هزاره سوم پیش از میلاد مسیح یا حتی اندکی زودتر می رسد . به نظر می رسد این فرهنگ ها از مناطق گونا گون بخش شمالی غربی شبه قاره سر چشمه گرفته باشند و همچنین شباهت هایی با بعضی از فر هنگ های عصر مس در سمت دیگر مرز هند در پاکستان شباهت هایی با بعضی از فرهنگ های عص مس در سمت دیگر مرز هند در پاکستان دارند . وسایل مربوط به قبل از هاراپان در چند محل ها هند پیدا شده که از همه مهم تر در کالیبانگان در ناحیه گنگا نگار ایالت راجستان ، باوناوالی و میتا تال ، هر دو در هارایانا ، دو لاویرا و لوتال در گجرات بود که در عین حال سکونت گاه های دو ره های هار اپان نیز به شمار می روند .» ( همان ـ ص 742)
« ازمجموعه آثار حیات هارپان در گجرات کشف شده ، از ناحیه سورندرانگر و دولاویرا و سورکوتدا ، هر دو در ناحیه کوچ است که کارشناسان موسسه تحقیقات باستان شناسی در آنجا حفاری کرده اند .» ( همان ـ ص 744)
دولاویرا،جزیره ای کوچک درکوچ،بزرگترین وقابل توجه ترین شهرهاراپان است که تاکنون درهند کشف شده است.کاشف این شهر یعنی «آر.اس.بیشت»ازموسسه تحقیقات باستان شناسی هند،آثار قابل تقسیم به سه دوره فرهنگی پیدا کرد:قبل ازهاراپان،هاراپان،واواخرهاراپان که درهفت مرحله توزیع شده بود.قسمت پیش ازهاراپان این محل با سکونت گاهی محصورشروع می شدکه هاراپان نیزیک دژدر درون شهری پایین ترازاستحکامات مربع شکل به آن اضافه کرده بودند. بین استحکامات و شهر پایینی نیز شهر دیگری ساخته بودند . دولاویرا ، به عنوان یک شهر هاراپان ، دارای امکانات گستردهای برای توزیع آب ، شاید به علت نزدیکی آن به دریا، بوده . از جمله کشفیات قابل ذکر در اینجا بقایای ساختاری شبیه یک استادیوم در کنار یک گورستان بود که گور های گوناگونی داشت که بیشتر آنها بدون اسکلت ، و بعضی ها دارای تعدادی سنگ بودند که به صورت مدور دورشان چیده شده بودند در این محل ظروف و ابزار های خاص هاراپانه نیز به دست آمد . در مرحله پنجم نشانه های ا فول شهر نشینی هاراپان آشکار می شود و پس از خالی ماندن آن برای مدتی کوتاه در مرحله ششم ، دوره اواخر هاراپان فقط بعضی از ویژگی های فرهنگی خود را حفظ کرد . به دنبال تخلیه ای دیگر ، گروه دیگری در این مکان اقامت گزیدند که در کلبه های مدور ساخته شده از قلو سنگ زندگی می کردند .
متن ترجمه شده از سایت asi.nic.in/asi_exca_
معرفی و توصیف موزه مردم شناسی نهاوند ( حمام حاج تراب)
مقدمه
موزه مردم شناسی نهاوند (حمام حاج آقا تراب) یکی از موزه های مطرح در امر مردم شناسی در منطقه غرب و استان همدان است که به بیان گوشه ای از نوع ساختار فرهنگ کرداری و معرفتی مردم روزگار قاجار شهرستان نهاوند می پردازد. موزه مردم شناسی (حمام حاج آقا تراب) در شهرستان نهاوند و در شرق میدان آزادی این شهرستان قرار گرفته است و از طریق کوی حاج آقا تراب دسترسی به حمام حاج آقا تراب امکان پذیر است
این موزه با داشتن پتانسیل های ساختاری از قبیل نوع قرار گیری و هم خونی با ساختار کهن شهر نهاوند و نوع هم موزونی و هم بستگی با ساختار محله های پیرامون ونوع معماری محله همبستگی جدا ناپذیری دارد که این همبستگی بیان کننده وحدت و یکپارچگی فرهنگی محله های کهن ایرانی است ومکانی مناسب برای به وجود آوردن موزه مردم شناسی گو اینکه در چند سال گذشته نوع ساختار شهری محله های پیرامون این حمام دست خوش تغییرات بوده است و آن همبستگی دچار تغییرات تزئیینی و ظاهری شده است واین خود نیازمندرسیدگی وبیان مسئله و زدودن کاستی های اساسی نوع ساختار پیرامون بنای موزه است که مطمئناً در راه رسید ن به اهداف موزه یاری کننده خواهد بود. با این شمه ای که از موزه مردم شناسی نهاوند (حمام حاج آقا تراب) ارائه شددر این مجال سعی بر آن شده که به معرفی و توصیف هر چه بهتر و شایسته تر این موزه ، و ویژگی های اصلی که شامل ویژگی های ماهیتی ، معنوی ، ظاهری و باطنی است در غالب معنای حقیقی قرار گیری اشیاء وفرهنگ ناظر بر این موزه پرداخته شود امید که مورد قبول واقع گرددمقدمه
شهرستان سنقر کلیایی یکی از شهرهای استان کرمانشاه ا ست که در83کیلومتری شمال شرقی ا ستان کرمانشاه قرارگرفته و با هم جوار بودن با ا ستان های کردستان و همدان از شمال شرقی ا ستان کرمانشاه بی گمان دروازه مرزی ا ستان به شمار می آید که لاجرم نزدیک ترین شهر از شهرهای کرمانشاه به استان های کردستان و همدان ا ست که متاسفانه درطی دویست سال گذشته به علت وجود را ههای جاده ای صعب العبور به شکلی ناشناخته، وکمتر مورد توجه و پذیرش وخواستگاه مسافران و رهگذران قرار گرفته ا ست و همین مسئله حقیقت های تاریخی ،اجتماعی، فرهنگی ، هنری ، جغرافیایی و...این شهر را نسبت به شهر های دیگراستان کرمانشاه به نسیان باورهای همیشگی تاریخ سپرده ا ست.و ناگفته های بسیاری را در طی این دویست سال در دل و سینه خود جای داده است . و باتوجه به اینکه این شهرستان دارای پتانسیل های ذخیره شده فرهنگی منحصر به فردی است در این تحقیق سعی برآن شده است که به یکی از این وِیژگی های منحصر به فرد که همانا بی مانندی هنر قالی بافی این خطه است پرداخته شود و در چارچوب پنج فصل که عبارتند از: 1- موقعیت جغرافیایی 2- تاریخچه قالی سنقر کلیایی 3- انواع تقسیم بندی قالی های کلیایی 4- بیان ویژگی های اصلي واسطوره ای و فرهنگي قالی کلیایی و فصل آخر نتیجه گیری از گفته ها و تحلیل ارزش های معنوی ،فکری و فلسفی این هنر بی مانند سخن گفته شود امید که مورد قبول واقع گردد
ایران زمین ایران ساخته تازیان یا ایران زمین اشاعه دهنده اسلام
((هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه از درون نابوده شده باشد ))
«w.Durant»
مقدمه
آنگونه که می دانید در عرصه این هستی مابا فراوان عقاید و باورهای دینی و مذهبی روبه رو هستیم که انسان با تمسک جستن به این عقاید و درکل ادیان سعی در برآورده کردن خواسته های است که شاید نتوان این خواسته ها را توصیف و یا تبیین عقلانی کرد و این خواسته ها یا تمایلات را جز در تمسک جستن واغراق در عمل و پیشانی بر زمین این عقاید نهادن ، نمی توان معنایی تازه و علمی بخشید وعاشقانه آنها را فهیمد و از آنها سخن گفت و من و شما میدانیم که هرکدام از این ادیان درجای خود قابل تامل بررسی و تفکر و تعقل همه جانبه است
اما ما ایرانیان جدایی از ادیانی که درجهان می شناسیم با دو دین انس و الفتی بس عجیب وبی مانندی داریم دو دین یگانه پرستی که نقش به سزایی در فرهنگ و تمدن ایران زمین ایفا کرده اند این دو دین همواره خواسته یا نخواسته از کودکی با شنیدن نامشان بند از بند مان گسسته و پیوسته شده است و با شنیدن نام هر کدامشان افکار شوریده حالامان جانی و دلی شیدا بر خود آراسته و پیوسته داشته است.
در این مقاله سعی برآن شده است با معرفی هر کدام از این دو دین یعنی دین زرتشت و اسلام تاثیر پذیری هرکدام را بر دیگری را بررسی کنیم و آگاه از این موضوع باشیم که بی گمان تا دین زرتشت در ایران زمینه ساز دین یگانه پرستی نبود ما نمی توانستیم اسلام را بفهمیم و دین اسلام بر جهانیان آشکارا ارزانی داریم ؛بله این ایرنیان بودند که اسلام را بر جهانیان آشکارا ارزانی داشتیم نه آن تازی که حتی نمی دانست چگونه ارتباط بر قرار کند وچگونه دین خود را بر تمام جهانیان معرفی کند
نیت از نگارش این مقاله بیان این گونه مسائل اساسی مهم صدر اسلام و ایران باستان است به عبارتی در این مقاله سعی بر آن شده که به این گونه مسائل توجه کافی شود و با توجه به مدارک عقلانی به این توجیه برسیم که قبل از برآمدن اسلام مابا این دین آشنا بودیم و می دانستیم چگونه باید با آن ارتباط معنوی بر قرار کنیم چگونه از رذیلت به حقیقت برسیم و آن کمبودهای معنوی خود را با این دین بر طرف کنیم در این مقاله سعی بر آن شده که 1- ماهیت واقعی ایرانیان را در پرتو حقیقت اسلام آشکار کنیم 2- آیا ایرانیان در ظهور و گسترش دین اسلام چه نقشی داشتند 3- اسلام از آن ایرانیان بوده است یا تازیان 4- چرا ما در دین اسلام با آنکه 1400 سال از عمرش می گذرد عاشقانه دوستش داریم و به آن می بالیم چرا در تمام این سالها به کیش گذشته خود یعنی زرتشتی برنگشتیم و در حسن و کمال این دین واقعیت را انگاشته نداشته ایم 4- چرا در بین این همه شاخه های مختلفی که از این دین جداشده به مذهب تشیع روی آورده ایم و بعد از این همه سال ها به هیچ شکل حاضر نیستیم از این دین روی گردان شویم 5- آیا این تعصبات ناشی از ترس مردم ایران از دین اسلام بوده است یا این دین نهادین شده و جدا نشده از فرهنگ ایران زمین است؛6-هرگاه ما ازاعراب ومواجه شدن آنها با ایرانیان سخن می گوییم فراموش می کنیم که زمانی خود شبه جزیره عربستان بخشی از جغرافیای تاریخی ایران زمین بوده است اما به دلیل بی اهمیت بودن این بخش از ایران زمین به دلیل وضعیت آب هوایی چندان مورد توجه ایرانیان نبوده است این نکته جغرافیای تاریخی ایران زمین ازمسائل بسیارمهم است که نبایدسرسری انگاشته شود چون با ساده انگاشتن این موضوع باید فر هنگ اصیل خود را فراموش کنیم چنان که در زمان حال می بینیم که جسارت اعراب به جای رسیده است که خلیج فارس را از آن خود می داند، اگر نیاکان ما در این زمان بودند سرزمین های اعراب را با خاک یکسان می کردند که آنها به خود جرات چنین جسارتی را ندهند؛
جدای ازموارد یاد شده در این مقاله سعی بر آن داریم که به بررسی اشتراکات دین اسلام و عقاید ایرانیان بپردازیم و به سولاتی دیگری چون آیا تازیان با فتح سرزمین ایران زمین سنت خاصی را با خود به ارمغان آوردند یا متکی به فرهنگ و هنر سرزمین فتح شده بودند و برای حفظ امنیت سرزمین های فتح شده که قبل از تصرف ایران زمین در اختیار ایرانیان بوده است مجددا با استفاده از اختیارات و قوانین ایرانیان آن سرزمینان را تحت تسلط خود درآوردند
آیا این نکته برای شما سوال برانگیز نیست که چگونه یک قوم بی قانون و بی فرهنگ و بی سنت توانست بعد از تصرف این سرزمین ها در دخل و تصرف این سرزمین ها تاثیر گذار باشد و فرهنگ اسلام را به دنیا معرفی کند آیا سوال بر انگیز نیست اعرابی که حتی در تجارت چه قبل از از تصرف ایران و چه بعد از تصرف تا زمان عباسیان از سکه ها ی ایرانی و یونانی در اقتصاد خود استفاده می کردند و از خود یک سکه مستقل نداشتند چگونه توانستند برای دین و عقاید مردم سنت گذار باشند ؛
خواننده عزیز موشکافانه تر بنگریم تازیان از خود چیزی نداشتند نه کمالی و نه جمالی و نه جلالی ونه هنری و ما ایرانیان بودیم که به آنها شرف زندگی بخشیدیم در علم باستان شناسی حوزه اسلامی ،در علم معماری حوزه اسلامی،در علم تاریخ حوزه اسلامی ، همگی به این نتیجه رسیده اند که اعراب از خود چیزی برای بیان و ثبت و ضبط نداشتند و این ایرانیان بودند که به آنها حتی نحوی زیستن را آموختند پس جای تامل نخواهد ماند که پاسخگوی این سوال باشیم که آیا اعرابی که از خود چیزی نداشتند چگونه می توانند یک دین راکه اساس همه دستگیر ی ها و خواسته هامردمی است را در یک جامعه فرهنگی معنا دارغنی شده از هر تمایلات پاسخگو باشند آیا در این دین چه اسرار معنا دار نهفته شده بود که ایرانیان بدون هیچ عکس العملی آن را پذیرفتند اگر زمینه این دین در ایران نمی بود مسلم است که این دین خریداری نداشت؛
خط حیات بخش تمدن ایلام
مقدمه
در سال 1314 خورشیدی دولت ایران بر پایه آگاهیهای ناقص و نادرست ، وشاید همراه با دلیلهای سیاسی ، نام ایلام را بر پشت کوه لرستان گذاشت . تا آن زمان نام ایلام ( عیلام ) در هیچ سند و مدرک ایرانی ، چه در دوره های باستان و چه در سده های میانه یا در زمان های کم بیش معاصر نیآمده بود .
این نام نخست در تورات درباره ی سرزمینی در همسایگی بابل که حدود آن هم ناشناخته بود به کار رفته است، سپس در پاره ای نوشته های یو نانی واژه الو ماییس برای سرزمین والو ماییها برای ساکنان آن آمده است . بعد ها خاورشناسان غربی آن را در کتابهای تاریخ به کار برده اند و می برند .
استرابون ، نویسنده ی یو نانی در سده ی نخست پیش از تاریخ میلادی در کتاب جغرافیای خود آن را به کار برده است و می نویسد که بابل از شرق به سرزمین شوشیها و الو ماییها محدود است .
داریوش شاه در کتیبه ی بیستون سرزمینی را به نام ایلام در غرب ایران نمی شناسد و فقط از بابل، آشور،وخوز ( خوزستان ) نام می برد . نام خوز در کتیبه هوجه یا اوو اجه آمده ، که در نوشته های پهلوی به صورت هوژ ضبط شده است . در فارسی کنونی خوز همان خوزستان است و زبان آن خوزی ذکر شده است . خط و زبان خوزی ، که بیگانگان آن را آلامی می گویند هنوز به درستی و با اطمینان شناخته وخوانده نشده است ، و این مطلب ودر مقا له آلام درفرهنگنامه ی بریتانیکا (1937) به صراحت نوشته شده است .( راد ـ ناصر ـ تاریخ سزمین ایلام ـ پیشگفتار )
آنچه که از شواهد و اسناد تاریخی بر می آید گذشته از اقوام و نژادهای پیش از تاریخ اقوام د یگری نیز قبل از ورود و استقرار آریایی ها در سرزمین ایران زندگی می کردند این اقوام را می توان به شرح زیر نام برد :
عیلا میها درمغرب
گوتیها ، لولوبی ها، و کاسی ها در خوزستان و پشت کوه
اورارتو ها و ما ناها در شما ل ایران
کاسپی ها و آمارد ها و تپوریها در حاشیه جنوبی در یای مازندران
تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که تمدن کاسی ها ، اوراتورها و مخصو صاً ایلامی ها از دیگر اقوام ساکن فلات ایران مهم تر بوده اند .سرزمین ایلام که بابلیها آن را « الا متو » یا « الام » یعنی کوهستان و کشور طلوع خورشید یعنی مشرق می نامیدند یکی از چهار قسمت دنیای قدیم محسوب می شده است . (نوربخش ـ مسعود ـ با کاروان تاریخ ـ ص 27 )این سرزمین که شامل خوزستان ولرستان امروزی ، پشت کوه و کوه های بختیاری بود از شمال به کوههای بختیاری ، از جنوب به خلیج فارس تا بو شهر ، از مشرق به قسمتی از فارس و از مغرب به دجله محدود می شده است در دوره ی اعتلاء و عظمت از سمت مغرب تا بابل و از سمت مشرق تا اصفهان گسترش داشته است .
حکومت ایلام به صورت فدرال اداره می شد و شهر شوش پایتخت و مرکز تلاقی دو تمدن بزرگ بوده که هریک در طول دوران تاریخی بر یکدیگر تاثیر گذار بوده اند ، یکی تمدن جلگه بین ا لنهرین و دیگری تمدن فلات ایران .
گذشته از جنبه های فرهنگی و تمدنی ، ایلام و مخصوصاً شهر شوش که یکی از مراکز عمده تجارتی و اقتصادی زمان خود محسوب می شده است که این خود درگرفتن و یا ترویج افکار و فرهنگ خود بر دیگران بسیارمؤثر بوده است.ایلام در زمان قدرت کشوری ثروتمند و آباد بود و شوش یکی از چهار راه های مهم دنیا به حساب می آمد و با بین النهرین و آسیای صغیر و خلاصه اقصی نقاط دنیای متمدن زمان مرتبط می شده است علاوه بر این ایلام با هند نیز روابط فرهنگی و تجارتی داشته از بعضی نفوذ های هنری این سرزمین متأثر بوده است ، چرا که راه عامل مهمی در اقتصاد و کشور داری و برقراری ارتباط با دیگر اقوام و کشورها به شمار می رفت و از طرفی یکی از عوامل کسب آشنایی و شناخت بیشتر اجتماعات مختلف در جهان و گسترش فرهنگ و تمدن بود. ( همان ـ ص27)
ومسلماً بعد از راهها ویژگی منحصر به فرد فرهنگ وتمدن ایلام زبان و خط این تمدن است که دارای مرغوبیت فرهنگی و تاریخی خاص به خود بوده است چرا که اگر زبان و خط در انتقال این فرهنگ خاموش بود به حق ما نمی توانستیم امروز به قطعیت از تمدن وفرهنگ ایلام سخنی بگوییم .
در این تحقیق سعی برآن شده که زبان و خط ایلامی که تاکنون شناخته و دارای ارزش حقیقی شده است را بیان کرده و به محتوای این خطوط به اندازه که بشود آنها را شناخت بپردازیم و در صورت لزوم به کاربردهای فرهنگی این خط که در متون مختلف به آن اشاره شده است را مورد برسی قرار دهیم.چرا که این خطوط تا این ساعت به حد کمال نه ترجمه و نه خوانده شده است که این مسئله هم به دلایلی است که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد . ونیت ما از این تحقیق صرفاً بیان و معرفی خطوط ایلامی است که این خطوط بر جای مانده بیشتر بر روی 1ـ سنگ نبشته ها متعلق به دوران حکمرانی ایلامی ها و حاکمان دسته نشاندیشان در مناطقی چون کول فرح و ایذه ودیگر مناطق حکمرانی ایلامیان بوده است ویا 2ـ گل نوشته های مبادله کالا که در مناطق چون شوش و هفت تپه به دست آمده است و یا 3ـ گل نوشته ها دوران هخامنشی و کتیبه های این زمان که جدای از اینکه به زبان پارسی باستان نوشته شده اند از خط ایلامیان درثبت رویداد هاو اتفاقات و حساب وکتابشان استفاده می کرده اند ومنابع و مکتوبات مهمی از جهت ثبت و ضبط اطلاعات فرهنگ هخامنشیان به حساب می آیند و از طرفی بیان کننده خطوط خاص ایلامیان .؛ 5ـ منابع ومکتوباتی چون مهرها ی ایلامی و هخامنشی که به خط ایلامی نوشته شده اند ؛ و مطمئنا هر کدام از موارد یاد شده در جای خود بیان کننده اطلاعات و ویژگی های خاص خطوط ایلامی هستند که سعی شده با استناد از این منابع کاربردهای خطوط ایلامی را معرفی کنیم و صرفا تا آنجا که مقدور باشد برای آشنایی بیشتر از این منابع نام برده شود امید که مورد قبول شما خواننده عزیز قرار بگیرد